تبلیغات |
کوچه پس کوچه های مجازی وقتی توی کوچه پس کوچه های مجازی پرسه میزنی به کوچه هایی میرسی که ...
| ||
|
|
اگر باران ببارد هم چیز دوباره شروع می شود دلم می لرزد و دلتنگ تو می شوم . . . دیروز دعا کردم و امروز باران بارید. کوچه اصلی: کوچه نوشته کوچه فرعی: کوچه نوشته ، نوشته ای برای او ، پلاک "دیروز دعا کردم" ارسال شده توسط: عقیل حاجیان فروشانی چهارشنبه شانزدهم آذر 1390 ساعت 14 و 14 دقیقه و 14 ثانیه
سرم درد می کند، از پشت شیشه های رنگی حیاط را نگاه می کنم.خاکستری ،سرد ، بی حرکت. فکرش آرامم نمی گذارد.سردی دستهایم را حس نمی کنم. آفتاب تا کنار گل های سفید آمده است. رنگارنگ، گرم ، پر از جنب و جوش. نوایی آرام، الا بذکر الله ... و صدای اذان سردی آب.دست هایم گرم می شوند.یاد او . آرام می شوم. کوچه اصلی: کوچه نوشته کوچه فرعی: کوچه نوشته ، پلاک "الا بذکر الله ..." ارسال شده توسط: عقیل حاجیان فروشانی شنبه دوازدهم آذر 1390 ساعت 12 و 18 دقیقه و 15 ثانیه
دیشب خواب قاصدک را دیدم ، خبری آورده بود.
باد همیشگی زمان خود را مهیا می کند ، دست آسمان را می گیرد و با خود می برد . کویر تشنه خواهد ماند و آسمان در حسرت باریدن. قاصدک به سوی آسمان رفت زیبایی باران را در کویر می توان فهمید، قلبت رابه باد نسپار. روزی که آخرین درخت کویر هم خشک شود ، باریدن اثری نخواهد داشت. قاصدک رفت و دوباره می خوابم تا شاید قاصدک خبر از باران بیاورد. کوچه اصلی: کوچه نوشته کوچه فرعی: کوچه نوشته ، پلاک "دوباره می خوابم تا شاید قاصدک خبر از باران بیاورد. " ارسال شده توسط: عقیل حاجیان فروشانی جمعه یازدهم آذر 1390 ساعت 14 و 14 دقیقه و 14 ثانیه
من اینجا ،
دلم سخت معجزه می خواهد و تو انگار، معـجزه هایت را گذاشتـه ای برای روز مـبادا کوچه اصلی: کوچه نوشته کوچه فرعی: کوچه نوشته ، پلاک "دلم معجزه می خواهد" ارسال شده توسط: عقیل حاجیان فروشانی سه شنبه هشتم آذر 1390 ساعت 14 و 14 دقیقه و 14 ثانیه
کوچه ای برای مهربان بودن ، کوچه ای برای دوست داشتن ، کوچه ای برای عشق ورزیدن قلب، کوچه قلب،
اما تو وقتی آمدی، ولی اینها برایت کافی نبود ، سهم بیشتری می خواستی ، همه ی
کوچه را می خواستی حالا کوچه به نام تو شده است کوچه اصلی: کوچه نوشته کوچه فرعی: کوچه نوشته ، نوشته ای برای او ، پلاک "کوچه ای که به نام تو شد." ارسال شده توسط: عقیل حاجیان فروشانی جمعه چهارم آذر 1390 ساعت 14 و 14 دقیقه و 14 ثانیه
از آن زمان که دیدمش قلک روزها هر سپیده نامش را روی تک تک
گل ها نوشتم و خدا هر روز کوچه اصلی: کوچه نوشته کوچه فرعی: کوچه نوشته ، نوشته ای برای او ، پلاک "شاخه گلی برای یار ..." ارسال شده توسط: عقیل حاجیان فروشانی پنجشنبه سوم آذر 1390 ساعت 14 و 14 دقیقه و 14 ثانیه
یه دل شکسته دارم -سلام
پدر. چند دقیقه فکر میکنه -قلب فرنگی ندارم منبع:نامشخص کوچه اصلی: کوچه نوشته کوچه فرعی: کوچه نوشته ، پلاک "یه دل شکسته دارم" ارسال شده توسط: عقیل حاجیان فروشانی چهارشنبه سیزدهم مهر 1390 ساعت 15 و 14 دقیقه و 14 ثانیه
هنوز خودت هستی. خودت ماندی! هنوز خودت مانده ای. با باران دوستی، و هیچ نمی ترسی از خیس شدن در زیر باران و
می فهمی اش، می شناسی باران را و صدای سمفونی عاشقانه باران را تو چه خوب می فهمی.
همین جا، همین بغل. زیر باران ایستاده ای. نه، نشسته ای! درست کنار رهگذرهایی که
زیر چتر ها و سایه بان ها پناه می گیرند! و هنوزکه هنوز است، از دیدن جاپای قدم هایت روی برف، ذوق
می کنی، میدانی؟ احساس
میکنم تو خیلی با خیلی ها فرق داری!! باید هم داشته باشی. تو
خودت هستی. مثل هیچکس منبع:نامشخص کوچه اصلی: کوچه نوشته کوچه فرعی: کوچه نوشته ، پلاک "متفاوت باش! بگذار مترسک بمانند!" ارسال شده توسط: عقیل حاجیان فروشانی سه شنبه دوازدهم مهر 1390 ساعت 15 و 14 دقیقه و 14 ثانیه
دلم برای پاکی دفتر نقاشی و گم شدن در آن منبع:نامشخص کوچه اصلی: کوچه نوشته کوچه فرعی: کوچه نوشته ، پلاک "دلم برای کودکی ام تنگ شده است" ارسال شده توسط: عقیل حاجیان فروشانی چهارشنبه ششم مهر 1390 ساعت 15 و 14 دقیقه و 14 ثانیه
| |