کوچه پس کوچه های مجازی
وقتی توی کوچه پس کوچه های مجازی پرسه میزنی به کوچه هایی میرسی که ...
کوچه ای در امتداد شعر

خدایا! هدایتم كن! زیرا می‏دانم كه گمراهی چه بلای خطرناكی است.

خدایا! هدایتم كن! كه ظلم نكنم، زیرا می‏دانم كه ظلم چه گناه نابخشودنی است.

خدایا! نگذار دروغ بگویم، زیرا دروغ ظلم كثیفی است.

خدایا! محتاجم مكن كه تهمت به كسی بزنم، زیرا تهمت، خیانت ظالمانه‏ای است.

خدایا! ارشادم كن كه بی‏انصافی نكنم، زیرا كسی كه انصاف ندارد شرف ندارد.

خدایا! راهنمایم باش تا حق كسی را ضایع نكنم، كه بی‏احترامی به یك انسان، همانا كفر خدای بزرگ است.

خدایا! مرا از بلای غرور و خودخواهی نجات ده، تا حقایق وجود را ببینم و جمال زیبای تو را مشاهده كنم.

خدایا! پستی دنیا و ناپایداری روزگار را همیشه در نظرم جلوه‏گرساز، تا فریب زرق و برق عالم خاكی، مرا از یاد تو دور نكند.

خدایا! من كوچكم، ضعیفم، ناچیزم، پركاهی در مقابل طوفان‏ها هستم، به من دیده‏ای عبرت‏بین ده، تا ناجیزی خود را ببینم و عظمت و جلال تو را براستی بفهمم و به درستی تسبیح كنم.

خدایا! دلم از ظلم و ستم گرفته است، تو را به عدالتت سوگند می‏دهم كه مرا در زمره ستم‏گران و ظالمان قرار ندهی.

خدایا! می‏خواهم فقیری بی‏‏نیاز باشم، كه جاذبه‏های مادی زندگی، مرا از زیبایی و عظمت تو غافل نگرداند.

خدایا! خوش دارم گمنام و تنها باشم، تادر غوغای كشمكش‏های پوچ مدفون نشوم.

خدایا! دردمندم، روحم از شدت درد می‏سوزد، قلبم می‏جوشد، احساسم شعله می‏كشد، و بندبند وجودم از شدت درد صیحه می‏زند، تو مرا در بستر مرگ آسایش بخش.

خسته ‏ام، پیر شده‏ام، دل‏شكسته‏ام، ناامیدم، دیگر آرزویی ندارم، احساس می‏كنم كه این دنیا دیگر جای من نیست، با همه وداع می‏كنم، و می‏خواهم فقط با خدای خود تنها باشم.

خدایا! به سوی تو می‏آیم، از عالم و عالمیان می‏گریزم، تو مرا در جوار رحمت خود سكنی ده.


کوچه اصلی: کوچه ای به نام خدا
کوچه فرعی: کوچه ای به نام خدا ، کوی مناجات ، بن بست شهید دکتر چمران ، پلاک "مناجات دکتر چمران"
ارسال شده توسط: عقیل حاجیان فروشانی

خدایا...

در عین ناامیدی دست نیاز به سوی تو دراز می کنم...

تو را صدا می زنم.....به صدایم گوش کن!

خدایا...

پر از گناهم......و تو ستاری.....گناهانم را بپوشان!

تو بی نیازی و من نیازمند کرم تو...

خدایا...

کمکم کن تا بد را از خوب تشخیص بدهم....

توانایی بده تا در راه تو قدم بردارم...

امید بده تا بنده ی تو ؛ حقیر تو ؛احساس ناامیدی نکند...

تو عادل....تو رحمن....تو رحیم....

و تو ؛ من ؛ این بنده ی حقیرت را به سوی خویش بخوان...

تا همیشه سپاسگذار نعمت های تو باشم...

دست های نیازآلودم همیشه به سوی تو دراز است...

خدایا صدایم را بشنو...


کوچه اصلی: کوچه ای به نام خدا
کوچه فرعی: کوچه ای به نام خدا ، کوی مناجات ، پلاک "خدایا صدایم را بشنو"
ارسال شده توسط: عقیل حاجیان فروشانی

دل !....این دل تنگ و تنها ... امروز تنهاتر از هر زمان دیگری هستم.....

تو هستی ! .... در تار و پود لحظاتم.... اما ...

اما.....سهم من از این دنیای رنگی همیشه تنهایی بوده ....

چشمانم را از من مگیر...بگذار تا جان دارم برای تو بنویسم... برای تو و از تو ! ....تویی که مهربانترینی...

خدایا !..........دریاب حال مرا که....از وصف حالم عاجزم....و خسته....

دریاب مرا ! این بنده ی سراسر بغض و حسرت را....

صبر !....صبر را به من هدیه کن !

خدایا !...بگذار دست یابم به هر آنچه که دلم با او آرام میگیرد ...و مگذار ! تو را قسم به خداییت مگذار گناه کنم....

خدایا ! مواظبم باش ! مواظب این روح بی قرار و تنهایم باش !

خدای مهربانم ای بی کران نازنین !...عاشقم بر تو و هر آنچه که به من هدیه می کنی !

بهترین ها را به قلب بی قرار و تنهایم هدیه کن ...ای قدرتمند بی نهایت کریم.

دوستت دارم ای مهربان ...تو را سپاس برای همه ی رحمت هایت ...

با من بمان....خدا....با من که تنها تو نگهدار منی ! به تو و محبت و مهر و هدایتت نیازی مبرم و عمیق دارم.


کوچه اصلی: کوچه ای به نام خدا
کوچه فرعی: کوچه ای به نام خدا ، پلاک "خدای من بمان"
ارسال شده توسط: عقیل حاجیان فروشانی

خدایا

وقتی  تنها و دلتنگم

چه نعمتی بزرگتر از این که  هستی.

وقتی که هیچکس دوست ندارد به حرف هایم گوش کند

چه نعمتی بزرگتر تر از این که می توانم با تو صحبت کنم.

وقتی حتی کسی که دوستش دارم از من دوری می کند

چه نعمتی بزرگتر از این که همه حر ف هایم را می شنوی و کنارم هستی

وقتی ...

خدایا شکر به خاطر بودنت.


کوچه اصلی: کوچه ای به نام خدا
کوچه فرعی: کوچه ای به نام خدا ، پلاک "خدایا شکر به خاطر بودنت."
ارسال شده توسط: عقیل حاجیان فروشانی

آرزویی بکن ...
گوش های خدا پر از آرزوست و دستهایش پر از معجزه ...
آرزویی بکن ...
شاید کوچکترین معجزه اش
بزرگترین آرزوی تو باشد !!

کوچه اصلی: کوچه ای به نام خدا
کوچه فرعی: کوچه ای به نام خدا ، پلاک "آرزویی بکن ..."
ارسال شده توسط: عقیل حاجیان فروشانی

گاهی ما كویریم و خدا باران، خدا بر ما می بارد.
یكریز و بی امان.
اما كویر خشك است.
اما كویر، سفت. بارش خدا بر آن فرو نمی رود.
انبوه می شود و راه می افتد و سیل به پا می كند.
پر هیاهو و پر غوغا.
و همه می فهمند كه خدا بر ما باریده است.
زیرا عاشق می شویم و نام این سیل به را افتاده، عشق است.
گاهی اما ما باغیم و خدا برف.
خدا بر ما می بارد.
آرام و بی صدا.
خاك باغ، نرم است و پذیرا.
خدا بر آن مینشیند و ذره ذره در آن نفوذ می كند.
بی هیچ غوغایی، بی هیچ هیاهو.
و كم كم در آن پایین در عمق پنهان روح، سفره های روشن آب پهن می شود.
اما ما خاموشیم و دیگر كسی نمی داند كه خدا بر ما باریده است.
هرچند كه باز عاشقیم و نام آن سفره های روشن آب نیز
عشق است

کوچه اصلی: کوچه ای به نام خدا
کوچه فرعی: کوچه ای به نام خدا ، پلاک "خدا بر ما می بارد"
ارسال شده توسط: عقیل حاجیان فروشانی

خدایا ...
چشمانم را می گشایم، دیواری است به بلندای نا امیدی ...
در خود می پیچم و بغض می کنم .
چون درختی شده ام که تبر بر شاخسارش فرو می آورند و نفس در ریشه هایش تنگ می شود ...
خدایا در این دیوار پی روزنم که خویش را از این همه منجلاب فسادی بیرون کشم ...
خدایا دستتت را بر شانه های خسته ام قرار بده ...
ای خدای بزرگ
تویی که به کوه فرمان ایستادن داده ای و به رود فرمان رفتن ...
به پرندگان فرمان پرواز و به ستارگان فرمان درخشیدن داده ای .
به من نیز بیاموز ایستادن و رهایی را ...
پرواز و روشنایی را ...
تا شاخسار شکسته ام را جوانه های امید بشکفد ...
ای خدای بزرگ ...
ای خدای متعال ...
و ای خدای منّان می خواهم یاد بزرگت در تار و پود جانم رسوخ کند ...
آنچنان که باران به درختان می بخشد تا شاخه های بلند به آسمان برسد ...
من درمانده تشنۀ محبّت توام ...
صدایم کن تا حجم این همه فریاد از خاطرم پاک شود ...
تا جز صدای پاک قدسی تو چیزی نشنوم ...
خدایا ...
ای خدای بزرگ و مهربان ...
نگاهم کن تا فراموش کنم این نگاههای بی خورشید و آشفته را ...
و جز چشمان مهربان تو هیچ نبینم ...
می خواهم خالی شوم از هر چه غیر توست ...
از این زمین پر هیاهو که درشب و روزش مردم روح و تن می سپارند ...
خدایا دلم تنگ آرامشی ژرف است، تو را می خوانم ...
دستم را بگیر و خاطر ابریم را به خورشید بسپار ...
و لحظه ای این جان بی قرار را به خویش نگذار ... یا ارحم راحمین ...

کوچه اصلی: کوچه ای به نام خدا
کوچه فرعی: کوچه ای به نام خدا ، مناجات ، پلاک "خدایا دلم تنگ آرامشی ژرف است، تو را می خوانم"
ارسال شده توسط: عقیل حاجیان فروشانی

یا مسخر القلوب...

حمدوستایش مخصوص خدایی که چند روزی ست مشتاقانه سبوی تشنه زمینیان را به جرعه های ناب ازجنس ملکوت، سیراب می کند.

خدا همچون باران ، اشتیاق باریدن به کاسه فیروزه ای قلب من و تو را دارد، اما بعضی ها آنقدر درون کاسه شان راپر کرده اند از سنگ و کلوخ و بت های قرن جدید، که دیگر جایی درآن نیست! مثل عاشق نماهای نه چندان اندک دور و برمان..!

قطره ها سرریز می شوند.

بعضی ها اما کاسه دلشان انقدر بزرگ شده که کاسه را شکسته و حوضی بزرگ شبیه حوضهای وسط حیاتهای قدیمی شده...

اما دسته سوم آنهایی کاسه دلشان را در دستمال سپیدی بستند و تقدیم معشوقی کردند که از پس کالبد خاکی اش خدا را حس می کنند،

بیدلان اقیانوسی باخود حمل می کنند.

اقیانوسی که خدا هر لحظه در آن می بارد...

نه فقط درپاییز...

 


کوچه اصلی: کوچه ای به نام خدا
کوچه فرعی: کوچه ای به نام خدا ، پلاک "خدا می بارد"
ارسال شده توسط: عقیل حاجیان فروشانی

خدایا ...

از عشق امروزمان

 ...برای فرداهایمان

 چیزی باقی بگذار

 

برای روزی که

... فراموش می کنیم

عاشق بوده ایم.


کوچه اصلی: کوچه ای به نام خدا
کوچه فرعی: کوچه ای به نام خدا ، مناجات ، پلاک "خدایا ..."
ارسال شده توسط: عقیل حاجیان فروشانی

وقتی که قلب‌هایمان‌ كوچك‌تر از غصه‌هایمان‌ می شود،

وقتی نمی توانیم‌ اشک هایمان ‌را پشت‌ پلك‌هایمان‌ مخفی كنیم‌

و بغض هایمان ‌پشت‌ سر هم‌ می شكند ...

 

وقتی احساس‌ می كنیم

بدبختیها بیشتر از سهم‌مان‌ است

و رنج‌ها بیشتر از صبرمان ...

 

وقتی امیدها ته‌ می كشد

و انتظارها به‌ سر نمی رسد ...

 

وقتی طاقت مان تمام‌ می شود

و تحمل مان‌ هیچ ...

           

آن‌ وقت‌ است‌ كه‌ مطمئنیم‌ به‌ تو احتیاج‌ داریم

و مطمئنیم‌ كه‌ تو

فقط‌ تویی كه‌ كمكمان‌ می كنی ...

 

آن‌ وقت‌ است‌ كه‌ تو را صدا می كنیم

و تو را می خوانیم ...

 

آن‌ وقت‌ است‌ كه‌ تو را آه‌ می كشیم

تو را گریه ‌می كنیم ...

و تو را نفس می كشیم ...

 

وقتی تو جواب ‌میدهی،

دانه ‌دانه‌ اشکهایمان ‌را پاك‌ می كنی ...

و یكی یكی غصه‌ها را از دلمان ‌برمی داری ...

گره‌ تك‌تك‌ بغض‌هایمان‌ را باز می كنی

و دل شكسته‌مان‌ را بند می زنی ...

سنگینی ها را برمی داری

و جایش‌ سبکی می گذاری

 و راحتی ...

 

بیشتر از تلاشمان‌ خوشبختی می دهی

و بیشتر از حجم لب‌هایمان، لبخند ...

 

خواب‌هایمان‌ را تعبیر می كنی،

و دعاهایمان‌ را مستجاب ...

آرزوهایمان‌ را برآورده می کنی ؛

 

قهرها را آشتی می دهی

و سخت‌ها را آسان

تلخ‌ها را شیرین می كنی

و دردها را درمان

 

ناامیدی ها، همه امید می شوند

و سیاهی‌ها سفیدسفید ...


کوچه اصلی: کوچه ای به نام خدا
کوچه فرعی: کوچه ای به نام خدا ، پلاک "وقتی که قلب‌هایمان‌ كوچك‌تر از غصه‌هایمان‌ می شود"
ارسال شده توسط: عقیل حاجیان فروشانی

درباره این کوچه

خیلی وقت ها نوی کوچه پس کوچه های دنیای مجازی پرسه میزنم ، اینجا دفتر خاطرات این کوچه گردی هاست. دفتر خاطراتی از کوچه هایی که می ایستم و نگاهشان می کنم.
اگر گذرتون به این کوچه افتاد یادگاری یادتون نره.
کوچه های فرعی
رد پاها در این کوچه
تاریخ امروز :
کل بازدید:
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
مدیر وبلاگ : عقیل حاجیان فروشانی
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات