تبلیغات |
کوچه پس کوچه های مجازی وقتی توی کوچه پس کوچه های مجازی پرسه میزنی به کوچه هایی میرسی که ...
| ||
|
|
آدم وقتی دور و برش شلوغ میشه.. خودشو گم می کنه.. دیگران رو به بازی می گیره.. احساسات بقیه رو به بازی می گیره.. اگه عشقتو خالصانه بهش ابراز کنی.. باید ناز بکشی.. باید دوری بکشی.. باید بی محلی تحمل کنی.. این قدر درگیرِ خود خواهیش میشه که نمی تونه تشخیص بده از اینهایی که دورش رو گرفتن.. کدومشون واسه خودش دوستش دارن.. کدومشون از اون فقط خودشو می خوان.. و کدومشون به عشق اون زنده ن.. نــــــــــــه..هیچ وقت نمی فهمه.. اون فقط غرقِ خودخواهیِ خودشه... اما خدا این طوری نیست.. وقتی با خدا باشی،خدا همه جورِ بهت حال می ده.. احساساتت براش ارزش داره.. حرارتِ قلبت براش ارزش داره.. هر چه بیشتر بهش ابرازِ عشق کنی،بیشتر بهت حال می ده.. هر چه بیشتر نازشو بخری، نازت بیشتر خریدار داره.. لا اله الا الله می دونی یعنی چی؟! یعنی: هیچ الهه و هیچ معشوقی جز خدا نیست.. یعنی: خدا تهه عشق بازیه.. یعنی: عشقِ واقعی می خوای؟! خدا یعنی: بقیه عشقا دروغه..مگر عشق خدا..مگر عشق راه خدا.. تنها با خدا باشید تا عاشق باشید کوچه اصلی: کنج کوچه دل کوچه فرعی: کنج کوچه دل ، پلاک "تنها با خدا باشید تا عاشق باشید" ارسال شده توسط: عقیل حاجیان فروشانی دوشنبه یکم اسفند 1390 ساعت 14 و 14 دقیقه و 14 ثانیه
خدایا دوباره دلتنگ شدم... دلتنگ خیلی چیزا... خدایا اینقدر حرف توی دلم زندونی شده كه بعضی وقتها بی طاقت میشم می دونم ازت خواستم پس باید امیدوار باشم اما خاطرات شیرینی كه توی این سالها توی ذهنم هك شده بعضی وقتا دلتنگم می كنه ولی خوب چشم خداجون.... بازم صبر می كنم... ... ... کوچه اصلی: کنج کوچه دل کوچه فرعی: کنج کوچه دل ، پلاک "خدایا دوباره دلتنگ شدم..." ارسال شده توسط: عقیل حاجیان فروشانی شنبه بیست و یکم آبان 1390 ساعت 00 و 00 دقیقه و 00 ثانیه
اشتباه شاید همین بود.... تو هستی حتی اگر دیگر, نباشی.... چه کسی گفته است من تنها زمانی می
توانم بودنت را باور کنم که گرمی دستهایت را حس کنم، من می فهمم سهراب چه می گوید. برای من.
منبع: نا مشخص چهارشنبه هجدهم آبان 1390 ساعت 13 و 11 دقیقه و 26 ثانیه
گاهی دلم را پرت می کنم آن طرف دیوار آن طرف دیوار حیاطِ خانه ی خداست... به امید آنکه شاید درِ آن خانه باز شود... و آن وقت هی در میزنم... در میزنم... در میزنم... و میگویم...
دلم افتاده توی حیاط شما...! می شود دلم را پس بدهید؟ ... آنقدر دلم را پرت می کنم تا دیگه دلم را پس ندهند! تا آن در را باز کنند و بگویند: بیا... خودت دلت را بردار و برو... آن وقت داخل خانه می شوم و دیگه بر نمی گردم...
من این بازی را ادامه می دهم... من هرچی تلخی بود امتحان کردم...! اما فهمیدم... هیچ چیز تلخ تر از دوری از خدا نیست!... منبع: وبلاگ اینجا به جز دورری تو چیزی به من نزدیک نیست کوچه اصلی: کنج کوچه دل کوچه فرعی: کنج کوچه دل ، پلاک "گاهی دلم را پرت می کنم آن طرف دیوار" ارسال شده توسط: عقیل حاجیان فروشانی یکشنبه پانزدهم آبان 1390 ساعت 00 و 00 دقیقه و 00 ثانیه
گاهی
بعضی ها با ما جور در می آیند، اما همراه نمی شوند برخی وقت ها ما آدم هایی را دوست داریم كه دوستمان نمی دارند، همان گونه كه آدم هایی نیز یافت می شوند كه دوستمان دارند، اما ما دوستشان نداریم. به
آنانی كه دوست نداریم اتفاقی در خیابان بر می خوریم و همواره بر می خوریم، اما
آنانی را كه دوست می داریم همواره گم می كنیم و هرگز اتفاقی در خیابان به آنان بر
نمی خوریم! گاه ما
برای یافتن گمشده خویش، خود را می آراییم، شل سیلور استاین
کوچه اصلی: کنج کوچه دل کوچه فرعی: کنج کوچه دل ، پلاک "دوست داشتن ..." ارسال شده توسط: عقیل حاجیان فروشانی جمعه سیزدهم آبان 1390 ساعت 14 و 14 دقیقه و 14 ثانیه
وقتی دچار میشوی وقتی دچار میشوی وقتی دچار میشوی وقتی دچار میشوی وقتی دچار میشوی وقتی دچار میشوی وقتی دچار میشوی و این نوبت عاشقی توست منبع:نامشخص کوچه اصلی: کنج کوچه دل کوچه فرعی: کنج کوچه دل ، پلاک " وقتی دچار میشوی" ارسال شده توسط: عقیل حاجیان فروشانی چهارشنبه هجدهم خرداد 1390 ساعت 14 و 14 دقیقه و 14 ثانیه
| |