کوچه پس کوچه های مجازی
وقتی توی کوچه پس کوچه های مجازی پرسه میزنی به کوچه هایی میرسی که ...
کوچه ای در امتداد شعر

آرام در رثای خودم گریه می‌کنم
                       در مجلس عزای خودم گریه می‌کنم

زانو بغل گرفته و مانند کودکان
                       لج می‌کنم برای خودم، گریه می‌کنم

چونان مسافری که کسی نیست خویش او
                       چون چشمه پشت پای خودم گریه می‌کنم

پیش چراغ‌های جهان سرخ می‌شوم
                       از شرم چشم‌های خودم گریه می‌‌کنم

بسیار ساده‌ام من آواره، مدتی است
                       با یاد روستای خودم گریه می‌کنم

ای دل عجیب خسته‌ام از درد مردمان
                       امشب فقط به ‌جای خودم گریه می‌کنم


کوچه اصلی: کوچه شعر
کوچه فرعی: کوچه شعر ، پس کوچه غزل ، بن بست علی محمد مودب ، پلاک "آرام در رثای خودم گریه می‌کنم"
ارسال شده توسط: عقیل حاجیان فروشانی

غم مخور، معشوق اگر امروز و فردا می‌کند
شیر دوراندیش با آهو مدارا می‌کند

زهر دوری باعث شیرینی دیدارهاست
آب را گرمای تابستان گوارا می‌کند

جز نوازش شیوه‌ای دیگر نمی‌داند نسیم
دکمه‌ی پیراهنش را غنچه خود وا می‌کند

روی زرد و لرزشت را از که پنهان می‌کنی
نقطه ضعف برگ‌ها را باد پیدا می‌کند

دلبرت هرقدر زیباتر، غمت هم بیش‌تر
پشت عاشق را همین آزارها، تا می‌کند

از دل هم‌چون ذغالم سرمه می‌سازم که دوست
در دل آیینه دریابد چه با ما می‌کند

نه تبسم، نه اشاره، نه سوالی، هیچ چیز
عاشقی چون من فقط او را تماشا می‌کند


کوچه اصلی: کوچه شعر
کوچه فرعی: کوچه شعر ، پس کوچه غزل ، بن بست کاظم بهمنی ، پلاک "عاشقی چون من ..."
ارسال شده توسط: عقیل حاجیان فروشانی

رسیده‌ام به چه جایی... کسی چه می‌داند
رفیق گریه کجایی؟ کسی چه می‌داند

میان مایی و با ما غریبه‌ای؟! افسوس...
چه غفلتی! چه بلایی! کسی چه می‌داند

تمام روز و شبت را همیشه تنهایی
«اسیر ثانیه‌هایی» کسی چه می‌داند

برای مردم شهری که با تو بد کردند
چه‌گونه گرم دعایی؟ کسی چه می‌داند

تو خود برای ظهورت مصمّمی اما
نمی‌شود که بیایی کسی چه می‌داند

کسی اگر چه نداند خدا که می‌داند
فقط معطل مایی کسی چه می‌داند

اگر صحابه نباشد فرج که زوری نیست...
تو جمعه جمعه می‌آیی کسی چه می‌داند


کوچه اصلی: کوچه شعر
کوچه فرعی: کوچه شعر ، پس کوچه غزل ، بن بست کاظم بهمنی ، پلاک "اگر صحابه نباشد فرج که زوری نیست..."
ارسال شده توسط: عقیل حاجیان فروشانی

درد یک پنجره را پنجره‌ها می‌فهمند
معنی کورشدن را گره‌ها می‌فهمند

سخت بالا بروی، ساده بیایی پایین
قصّه‌ی تلخ مرا سُرسُره‌ها می‌فهمند

یک نگاهت به من آموخت که در حرف‌زدن
چشم‌ها بیش‌تر از حنجره‌ها می‌فهمند

آن چه از رفتنت آمد به سرم را فردا
مردم از خواندن این تذکره‌ها می‌فهمند

نه! نفهمید کسی منزلت شمس مرا
قرن‌ها بعد در آن کنگره‌ها می‌فهمند


کوچه اصلی: کوچه شعر
کوچه فرعی: کوچه شعر ، پس کوچه غزل ، بن بست کاظم بهمنی ، پلاک "درد یک پنجره را پنجره‌ها می‌فهمند"
ارسال شده توسط: عقیل حاجیان فروشانی

من به بعضی چهره ها چون زود عادت می كنم

پیششان سر بر نمی آرم رعایت می كنم

همچنان كه برگ خشكیده نماند بر درخت

مایه ی رنج تو باشم رفع زحمت می كنم

این دهان باز و چشم بی تحرك را ببخش

انقدر جذابیت داری كه حیرت می كنم

كم اگر با دوستانم می نشینم جرم توست

هر كسی را دوست دارم در تو رویت می كنم

فكر كردی چیست موزون می كند شعر مرا؟

در قدم برداشتن های تو دقت می كنم

یك سلامم را اگر پاسخ بگویی می روم

لذتش را با تمام شهر قسمت می كنم

ترك افیونی شبیه تو اگر چه مشکل است

روی دوش دیگران یك روز تركت می كنم


کوچه اصلی: کوچه شعر
کوچه فرعی: کوچه شعر ، پس کوچه غزل ، بن بست کاظم بهمنی ، پلاک "هر كسی را دوست دارم در تو رویت می كنم"
ارسال شده توسط: عقیل حاجیان فروشانی

تیر برقی «چوبیم» در انتهای روستا
بی فروغم کرده سنگ بچه های روستا

ریشه ام جامانده در باغی که صدها سرو داشت
کوچ کردم از وطن، تنها برای روستا

آمدم خوش خط شود تکلیف شبها، آمدم
نور یک فانوس باشم پیش پای روستا

یاد دارم در زمین وقتی مرا می کاشتند
پیکرم را بوسه می زد کدخدای روستا

حال اما خود شنیدم از کلاغی روی سیم
قدر یک ارزن نمی ارزم برای روستا

کاش یک تابوت بودم کاش آن نجار پیر
راهیم می کرد قبرستان به جای روستا

قحطی هیزم اهالی را به فکر انداخته است
بد نگاهم می کند دیزی سرای روستا

من که خواهم سوخت حرفی نیست اما کدخدا
تیر سیمانی نخواهد شد عصای روستا


کوچه اصلی: کوچه شعر
کوچه فرعی: کوچه شعر ، پس کوچه غزل ، بن بست کاظم بهمنی ، پلاک "تیر برقی «چوبیم» در انتهای روستا"
ارسال شده توسط: عقیل حاجیان فروشانی

درباره این کوچه

خیلی وقت ها نوی کوچه پس کوچه های دنیای مجازی پرسه میزنم ، اینجا دفتر خاطرات این کوچه گردی هاست. دفتر خاطراتی از کوچه هایی که می ایستم و نگاهشان می کنم.
اگر گذرتون به این کوچه افتاد یادگاری یادتون نره.
کوچه های فرعی
رد پاها در این کوچه
تاریخ امروز :
کل بازدید:
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
مدیر وبلاگ : عقیل حاجیان فروشانی
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات