تبلیغات |
کوچه پس کوچه های مجازی وقتی توی کوچه پس کوچه های مجازی پرسه میزنی به کوچه هایی میرسی که ...
| ||
|
|
پر است خلوتم از یاد عاشقانه ی او
گرفته باز دل کوچکم بهانه ی او نسیم رهگذر این بار هم نیاورده به دست قاصدکی نامه یا نشانه ی او مسافران همه رفتند و باز جا ماندم کدام جاده مرا می برد به خانه ی او؟ در اشتیاق زیارت به خواب می بینم کبوترانه نشستم بر آستانه ی او منو دوبال شکسته، من و دودست نیاز چگونه پر بکشم سمت آشیانه ی او؟ غروب ابری پاییز می چکد در من پرم ز هق هق باران کجاست شانه ی او؟ مسافران همه رفتند و باز جا ماندم کدام جاده مرا می برد به خانه ی او؟ کوچه اصلی: کوچه شعر کوچه فرعی: کوچه شعر ، پس کوچه غزل ، بن بست ا. موسویان ، پلاک "پر است خلوتم از یاد عاشقانه ی او" ارسال شده توسط: عقیل حاجیان فروشانی یکشنبه بیست و یکم اسفند 1390 ساعت 14 و 14 دقیقه و 14 ثانیه
از عشق مکن شکوه
که جای گله ای نیست من سوخته ام در
تب ، آنقدر که امروز غمدیده ترین عابر
این خاک منم من در خانه ام آواز
سکوت است ، خدایا می خواستم از درد
بگوییم ولی افسوس شرمنده ام از روی
شما بد غزلی شد کوچه اصلی: کوچه شعر کوچه فرعی: کوچه شعر ، پس کوچه غزل ، کوچه ای ناشناس ، پلاک "از عشق مکن شکوه که جای گله ای نیست" ارسال شده توسط: عقیل حاجیان فروشانی جمعه نوزدهم اسفند 1390 ساعت 14 و 14 دقیقه و 14 ثانیه
حال من خوبَست اما با تو بهتر می شوم آخ که تا مببینمت یک جور دیگر می شوم با تو حس شعر در من بیشتر گل می کند یاسم و باران که میبارد معطر می شوم در لباس آبی از من بیشتر دل می بری آسمان وقتی که میپوشی کبوتر می شود آنقَدَرها مرد هستم تا بمانم پای تو میتوانم مایه ی گهگاه
دلگرمی شوم میل،میلِ توست اما بی تو باورکن که من در هجوم بادهای سخت پرپر می شوم کوچه اصلی: کوچه شعر کوچه فرعی: کوچه شعر ، پس کوچه غزل ، بن بست مهدی فرجی ، پلاک "با تو بهتر می شوم" ارسال شده توسط: عقیل حاجیان فروشانی دوشنبه دوازدهم دی 1390 ساعت 20 و 03 دقیقه و 29 ثانیه
شب فراق که داند که تا سحر چند است مگر کسی که به زندان عشق دربند است گرفتم از غم دل راه بوستان گیرم کدام سرو به بالای دوست مانند است پیام من که رساند به یار مهرگسل که برشکستی و ما را هنوز پیوند است قسم به جان تو گفتن طریق عزت نیست به خاک پای تو وان هم عظیم سوگند است که با شکستن پیمان و برگرفتن دل هنوز دیده به دیدارت آرزومند است بیا که بر سر کویت بساط چهره ماست به جای خاک که در زیر پایت افکندهست خیال روی تو بیخ امید بنشاندست بلای عشق تو بنیاد صبر برکند است عجب در آن که تو مجموع و گر قیاس کنی به زیر هر خم مویت دلی پراکند است اگر برهنه نباشی که شخص بنمایی گمان برند که پیراهنت گل آکند است ز دست رفته نه تنها منم در این سودا چه دستها که ز دست تو بر خداوند است فراق یار که پیش تو کاه برگی نیست بیا و بر دل من بین که کوه الوند است ز ضعف طاقت آهم نماند و ترسم خلق گمان برند که سعدی ز دوست خرسند است کوچه اصلی: کوچه شعر کوچه فرعی: کوچه شعر ، پس کوچه غزل ، بن بست سعدی ، پلاک "شب فراق که داند که تا سحر چند است" ارسال شده توسط: عقیل حاجیان فروشانی چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390 ساعت 14 و 35 دقیقه و 01 ثانیه
پیش از آنی که به چشمان تو عادت بکنم یا نباید به سرآغاز تو نزدیک شوم بهتر آن است که چشم از تو بپوشم انگار، چون زمستان و خزان از پی هم می آیند بادبان می کشم و موج و خطر در پیش است ساده تر نیست در آغوش عطش جان بدهم ای دل غمزده دیری ست که عادت دارم کوچه اصلی: کوچه شعر کوچه فرعی: کوجه شعر ، پس کوچه غزل ، بن بست محمدرضا ترکی ، پلاک "عادت" ارسال شده توسط: عقیل حاجیان فروشانی پنجشنبه هفدهم آذر 1390 ساعت 11 و 59 دقیقه و 20 ثانیه
یک شب دلی به مسلخ خونم
کشید و رفت
پس
کوچه های قلب مرا جستجو نکرد
یک
آسمان ستاره ی آتش گرفته را
من
در سکوت و بغض و شکایت ز سرنوشت
تا
از خیال گنگ رهایی رها شوم
شاید
به پاس حرمت ویرانه های عشق
تا
از حصار حسرت رفتن گذر کنم
دیگر
اسیر آن من بیگانه نیستم کوچه اصلی: کوچه شعر کوچه فرعی: کوچه شعر ، پس کوچه غزل ، بن بست افشین یداللهی ، پلاک "یک شب دلی به مسلخ خونم کشید و رفت" ارسال شده توسط: عقیل حاجیان فروشانی پنجشنبه دهم آذر 1390 ساعت 14 و 14 دقیقه و 14 ثانیه
چه غریب ماندی ای دل ! نه غمی, نه غمگساری کوچه اصلی: کوچه شعر کوچه فرعی: کوچه شعر ، پس کوچه غزل ، بن بست هوشنگ ابتهاج ، پلاک "چه غریب ماندی ای دل" ارسال شده توسط: عقیل حاجیان فروشانی جمعه بیست و هفتم آبان 1390 ساعت 14 و 14 دقیقه و 14 ثانیه
ای مهربان تر از برگ در بوسه های باران
بیداری ستاره در چشم جویباران آیینه نگاهت پیوند صبح و ساحل لبخند گاهگاهت صبح ستاره باران باز آ که در هوایت خاموشی جنونم فریادها برانگیخت از سنگ کوهساران ای جویبار جاری! زین سایه برگ مگریز کاینگونه فرصت از کف دادند بیشماران گفتی به روزگاری مهری نشسته گفتم بیرون نمی توان کرد حتی به روزگاران بیگانگی ز حد رفت ای آشنا مپرهیز زین عاشق پشیمان سرخیل شرمساران پیش از من و تو بسیار بودند و نقش بستند دیوار زندگی را زینگونه یادگاران این نغمه محبت، بعد از من و تو ماند تا در زمانه باقیست آواز باد و باران کوچه اصلی: کوچه شعر کوچه فرعی: کوچه شعر ، پس کوچه غزل ، بن بست شفیعی کدکنی ، پلاک "ای مهربان تر از برگ در بوسه های باران" ارسال شده توسط: عقیل حاجیان فروشانی پنجشنبه بیست و ششم آبان 1390 ساعت 21 و 23 دقیقه و 58 ثانیه
کجایی ساقیا می ده مدامم میم در ده تهی دستم چه داری چه میخواهی ز جانم ای سمن بر چو بر جانم زدی شمشیر عشقت گهم زاهد همی خوانند و گه رند ز ننگ من نگوید نام من کس ز من چو شمع تا یک ذره باقی است مرا جز سوختن کاری دگر نیست دل عطار مرغی دانه چین است کوچه اصلی: کوچه شعر کوچه فرعی: کوچه شعر ، پس کوچه غزل ، بن بست عطار نیشابوری ، پلاک "تمامم کن که رندی ناتمامم " ارسال شده توسط: عقیل حاجیان فروشانی یکشنبه بیست و دوم آبان 1390 ساعت 00 و 00 دقیقه و 00 ثانیه
بیا، که عمر من خاکسار میگذرد بیا، که جان من از آرزوی دیدارت بیا، به لطف ز جان به لب رسیده بپرس بر آن شکسته دلی رحم کن ز روی کرم چه باشد ار بگذاری که بگذرم ز درت؟ مکش کمان جفا بر دلم، که تیر غمت من ار چه دورم از درگهت دلم هر دم ز دل که میگذرد بر درت بپرس آخر: مکش چو دشمنم، ای دوست ز انتظار، بیا به انتظار مکش بیش ازین عراقی را کوچه اصلی: کوچه شعر کوچه فرعی: کوچه شعر ، پس کوچه غزل ، بن بست شمس الدین عراقی ، پلاک "بر آستان درت چندبار میگذرد ..." ارسال شده توسط: عقیل حاجیان فروشانی شنبه بیست و یکم آبان 1390 ساعت 14 و 14 دقیقه و 14 ثانیه
| |
| تعداد کل صفحات : 4 1 2 3 4 | ||