تبلیغات |
کوچه پس کوچه های مجازی وقتی توی کوچه پس کوچه های مجازی پرسه میزنی به کوچه هایی میرسی که ...
| ||
|
|
خدایا ...
چشمانم را می گشایم، دیواری است به بلندای نا امیدی ... در خود می پیچم و بغض می کنم . چون درختی شده ام که تبر بر شاخسارش فرو می آورند و نفس در ریشه هایش تنگ می شود ... خدایا در این دیوار پی روزنم که خویش را از این همه منجلاب فسادی بیرون کشم ... خدایا دستتت را بر شانه های خسته ام قرار بده ... ای خدای بزرگ تویی که به کوه فرمان ایستادن داده ای و به رود فرمان رفتن ... به پرندگان فرمان پرواز و به ستارگان فرمان درخشیدن داده ای . به من نیز بیاموز ایستادن و رهایی را ... پرواز و روشنایی را ... تا شاخسار شکسته ام را جوانه های امید بشکفد ... ای خدای بزرگ ... ای خدای متعال ... و ای خدای منّان می خواهم یاد بزرگت در تار و پود جانم رسوخ کند ... آنچنان که باران به درختان می بخشد تا شاخه های بلند به آسمان برسد ... من درمانده تشنۀ محبّت توام ... صدایم کن تا حجم این همه فریاد از خاطرم پاک شود ... تا جز صدای پاک قدسی تو چیزی نشنوم ... خدایا ... ای خدای بزرگ و مهربان ... نگاهم کن تا فراموش کنم این نگاههای بی خورشید و آشفته را ... و جز چشمان مهربان تو هیچ نبینم ... می خواهم خالی شوم از هر چه غیر توست ... از این زمین پر هیاهو که درشب و روزش مردم روح و تن می سپارند ... خدایا دلم تنگ آرامشی ژرف است، تو را می خوانم ... دستم را بگیر و خاطر ابریم را به خورشید بسپار ... و لحظه ای این جان بی قرار را به خویش نگذار ... یا ارحم راحمین ... کوچه اصلی: کوچه ای به نام خدا کوچه فرعی: کوچه ای به نام خدا ، مناجات ، پلاک "خدایا دلم تنگ آرامشی ژرف است، تو را می خوانم" ارسال شده توسط: عقیل حاجیان فروشانی پنجشنبه بیست و ششم آبان 1390 ساعت 00 و 00 دقیقه و 00 ثانیه
خدایا ... از عشق امروزمان ...برای فرداهایمان چیزی باقی بگذار
برای روزی که ... فراموش می کنیم عاشق بوده ایم. کوچه اصلی: کوچه ای به نام خدا کوچه فرعی: کوچه ای به نام خدا ، مناجات ، پلاک "خدایا ..." ارسال شده توسط: عقیل حاجیان فروشانی چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1390 ساعت 00 و 00 دقیقه و 00 ثانیه
خدایا کوچه اصلی: کوچه ای به نام خدا کوچه فرعی: کوچه ای به نام خدا ، مناجات ، پلاک "مناجات با خدا" ارسال شده توسط: عقیل حاجیان فروشانی جمعه بیست و دوم مهر 1390 ساعت 01 و 00 دقیقه و 00 ثانیه
خداوندا ...
مرا انسانی بساز که ترا بشناسد و خودرا بشناسد. مرا چندان قوی گردان که به گاه ناتوانی از سستی خود آگاه گردم. چنان جسور و با شهامتم کن که بهنگام وحشت جرات مقابله بــا خویشتن را داشته باشم. مرا انسانی بساز که بهنگام شکست شرافتمندانه درخوداحساس کبر و غرورکنم و به گاه پیروزی فروتن ونجیب باشم. مرا انسانی بساز که از ناملایمات زندگی روی بر نتابم . به هنگامی که باید سینه سپر کنم پشت بر نگردانم. مرا به جاده آسایش راهنمایی نکن بلکه به راهی سخت و دشوار مرا مورد آزمون خود قرار بده تا باناملایمات دست به مبارزه بزنم و سربلند بیرون آیم. مرا انسانی قرار بده که دلش روشن و صاف و هدف زندگیش عالی باشد .پیش از اینکه در اندیشه فرمانروایی بر دیگران باشد بر خویشتن حکومت کنم. مرا انسانی بساز که خندیدن را بیاموزد اما گریستن رانیزهرگز از خاطر نبرد. انسانی که گام درآینده بگذارد ولی گذشته را نیز هرگز فراموش نکند. واز همه مهمتر در مقابل چشمان جادویی و افسونگر هیچ کس تسلیم نشودو مسحور نگردد. خدایا من تاب تحمل ندارم مرا به حال خود وامگذار ای مهربانترین مهربانان و ای بهترین تکیه گاه و پناه امید واران
کوچه اصلی: کوچه ای به نام خدا کوچه فرعی: کوچه ای به نام خدا ، مناجات ، پلاک "مناجات با خدا" ارسال شده توسط: عقیل حاجیان فروشانی جمعه پانزدهم مهر 1390 ساعت 01 و 00 دقیقه و 00 ثانیه
خدایا قلب مرا بگیر و به جای آن قلب خود را به من عطا کن!
خدایا! به من بیاموز که اگر می خواهم دنیا را تغییر دهم اول باید خود را دگرگون سازم کوچه اصلی: کوچه ای به نام خدا کوچه فرعی: کوچه ای به نام خدا ، مناجات ، پلاک "مناجات با خدا" ارسال شده توسط: عقیل حاجیان فروشانی چهارشنبه سی ام شهریور 1390 ساعت 00 و 00 دقیقه و 00 ثانیه
| |