تبلیغات |
کوچه پس کوچه های مجازی وقتی توی کوچه پس کوچه های مجازی پرسه میزنی به کوچه هایی میرسی که ...
| ||
|
|
بشنو از نی چون حكایت می كند کز نیستان تا مرا ببریده اند سینه خواهم شرحه شرحه از فراق هر كسی كاو دور ماند از اصل خویش من به هر جمعیتی نالان شدم هر كسی از ظن خود، شد یار من سر من از ناله ی من دور نیست تن ز جان و، جان ز تن مستور نیست آتش است این بانگِ نای و، نیست، باد آتش عشق است كاندر نی فتاد نی حریف هر كه از یاری برید همچو نی زهری و تریاقی كه دید ؟ نی حدیث راهِ پر خون می كند دو دهان داریم گویا همچو نی یک دهان نالان شده سوی شما لیک داند، هر که او را منظر است دمدمه این نای از دمهای اوست محرم این هوش، جز بی هوش نیست گر نبودی ناله نی را ثمر در غم ما روزها بی گاه شد روزها گر رفت، گو رو، باك نیست هر كه جز ماهی، ز آبش سیر شد درنیابد حال پخته، هیچ خام باده در جوشش گدای جوش ماست باده از ما مست شد، نی ما از او بر سماع راست هر تن چیر نیست بند بگسل، باش آزاد، ای پسر گر بریزی بحر را در كوزه ای كوزه ی چشم حریصان پُر نشد هر كه را جامه ز عشقی چاك شد شاد باش ای عشق خوش سودای ما ای دوای نخوت و ناموس ما جسم خاك از عشق بر افلاك شد عشق، جان طور آمد عاشقا سّر، پنهان است اندر زیر و بم آنچه نی می گوید اندر این دو باب با لب دمساز خود گر جفتمی هر كه او از هم زبانی شد جدا چون كه گل رفت و گلستان در گذشت چونکه گل رفت و گلستان شد خراب جمله معشوق است و عاشق پرده ای چون نباشد عشق را پروای او پر و بال ما کمند عشق اوست من چگونه هوش دارم پیش و پس ؟ نور او در یَمن و یَسر و تحت و فوق عشق خواهد كاین سخن بیرون بود آینه ات دانی چرا غماز نیست ؟ آینه کز زنگ آلایش جُداست رو تو زنگار از رخ او پاک کن این حقیقت را شنو از گوش دل فهم اگر دارید، جان را ره دهید کوچه اصلی: کوچه شعر کوچه فرعی: کوچه شعر ، پس کوچه مثنوی ، بن بست مولانا ، پلاک "حکایت مثنوی - نی نامه" ارسال شده توسط: عقیل حاجیان فروشانی دوشنبه بیست و پنجم مهر 1390 ساعت 15 و 14 دقیقه و 14 ثانیه
| |