تبلیغات |
کوچه پس کوچه های مجازی وقتی توی کوچه پس کوچه های مجازی پرسه میزنی به کوچه هایی میرسی که ...
| ||
|
|
همه میپرسند : جای مهتاب به تاریکی شبها تو بتاب ! پاسخ چلچله ها را تو بگو، کوچه اصلی: کوچه شعر کوچه فرعی: کوچه شعر ، پس کوچه شعر نو ، بن بست فریدون مشیری ، پلاک "آخرین جرعه این جام تهی را تو بنوش" ارسال شده توسط: عقیل حاجیان فروشانی پنجشنبه هفتم مهر 1390 ساعت 15 و 14 دقیقه و 14 ثانیه
تو نیستی که ببینی هنوز پنجره باز است تمام گنجشکان هنوز
نقش ترا از فراز گنبد کاج تو نیستی که ببینی تو نیستی که بیبنی چه نیمه شب ها کز پاره های ابر سپید چه نیمه شب ها وقتی که ابر بازیگر به خواب می ماند تو نیستی که ببینی تو نیستی که ببینی تو نیستی که ببینی تو نیستی که ببینی غروب های غریب دو چشم خسته من تو نیستی که ببینی کوچه اصلی: کوچه شعر کوچه فرعی: کوچه شعر ، پس کوچه شعر نو ، بن بست فریدون مشیری ، پلاک "تو نیستی که ببینی " ارسال شده توسط: عقیل حاجیان فروشانی چهارشنبه سی ام شهریور 1390 ساعت 14 و 14 دقیقه و 14 ثانیه
گفته بود پیش از اینها: دوستی ماند
به گل کوچه اصلی: کوچه شعر کوچه فرعی: کوچه شعر ، پس کوچه شعر نو ، بن بست فریدون مشیری ، پلاک "پوزش" ارسال شده توسط: عقیل حاجیان فروشانی پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1390 ساعت 14 و 14 دقیقه و 14 ثانیه
باد پیچید در ترانه ی برگ کوچه اصلی: کوچه شعر کوچه فرعی: کوچه شعر ، پس کوچه شعر نو ، بن بست فریدون مشیری ، پلاک "برگ و باد" ارسال شده توسط: عقیل حاجیان فروشانی چهارشنبه بیست و سوم شهریور 1390 ساعت 14 و 14 دقیقه و 14 ثانیه
من دلم
میخواهد کوچه اصلی: کوچه شعر کوچه فرعی: کوچه شعر ، پس کوچه شعر نو ، بن بست فریدون مشیری ، پلاک "خانهای داشته باشم پر دوست" ارسال شده توسط: عقیل حاجیان فروشانی سه شنبه بیست و دوم شهریور 1390 ساعت 14 و 14 دقیقه و 14 ثانیه
در همه عالم كسی به یاد ندارد
نغمه سرایی كه یك ترانه بخواند تنها با یك ترانه در همه ی عمر نامش اینگونه جاودانه بماند صبح كه در شهر، آن ترانه درخشید نرمی مهتاب داشت، گرمی خورشید بانگ: هزارآفرین! زهرجا بر شد شور و سروری به جان مردم بخشید نغمه، پیامی ز عشق بود و ز پیكار مشعل شب های رهروان فداكار شعله بر افروختن به قله كهسار بوسه به یاران، امید و وعده به دیدار خلق، به بانگ "مرا ببوس" تو برخاست! شهر، به ساز "مرا ببوس" تو رقصید! هركس به هركس رسید نام تو را پرسید هر كه دلی داشت، بوسه داد و ببوسید! یاد تو، در خاطرم همیشه شكفته ست كودك من، با "مرا ببوس" تو خفته ست ملت من، با "مرا ببوس" تو بیدار خاطره ها در ترانه ی تو نهفته ست روی تو را بوسه داده ایم، چه بسیار خاك تو را بوسه می دهیم، دگر بار ما همگی " سوی سرنوشت" روانیم زود رسیدی! برو، "خدا نگهدار" "هاله" ی مهر است این ترانه، بدانید بانگ اراده ست این ترانه، بخوانید بوسه ی او را به چهره ها بنشانید آتش او را به قله ها برسانید
کوچه اصلی: کوچه شعر کوچه فرعی: کوچه شعر ، پس کوچه شعر نو ، بن بست فریدون مشیری ، پلاک "بوسه و آتش" ارسال شده توسط: عقیل حاجیان فروشانی شنبه نوزدهم شهریور 1390 ساعت 14 و 14 دقیقه و 14 ثانیه
اگر ماه بودم ، بهرجا که بودم
سراغ تو را از خدا می گرفتم وگر سنگ بودم ، بهرجا که بودی سر رهگذار تو جا می گرفتم اگر ماه بودی ، به صد ناز شاید شبی بر لب بام من می نشستی وگر سنگ بودی ، بهرجا که بودم مرا می شکستی ، مرا می شکستی ! کوچه اصلی: کوچه شعر کوچه فرعی: کوچه شعر ، پس کوچه شعر نو ، بن بست فریدون مشیری ، پلاک "ماه و سنگ" ارسال شده توسط: عقیل حاجیان فروشانی جمعه هجدهم شهریور 1390 ساعت 14 و 14 دقیقه و 14 ثانیه
پر کن پیاله را
کاین آب آتشین دیری است ره به حال خرابم نمی برد این جام ها که در پی هم می شود تهی دریای آتش است که ریزم به کام خویش گرداب می رباید و آبم نمی برد من با سمند سرکش و جادویی شراب تا بیکران عالم پندار رفته ام تا دشت پر ستاره اندیشه های گرم تا مرز ناشناخته مرگ و زندگی تا کوچه باغ خاطره های گریزپا تا شهر یادها دیگر شراب هم جز تا کنار بستر خوابم نمی برد هان ای عقاب عشق از اوج قله های مه آلود دور دست پرواز کن به دشت غم انگیز عمر من آنجا ببر مرا که شرابم نمی برد آن بی ستاره که عقابم نمی برد در راه زندگی با این همه تلاش و تمنا و تشنگی با اینکه ناله می کشم از دل که : آب آب دیگر فریب هم به سرابم نمی برد پر کن پیاله را کوچه اصلی: کوچه شعر کوچه فرعی: کوچه شعر ، پس کوچه شعر نو ، بن بست فریدون مشیری ، پلاک "جادوی بی اثر" ارسال شده توسط: عقیل حاجیان فروشانی پنجشنبه هفدهم شهریور 1390 ساعت 14 و 14 دقیقه و 14 ثانیه
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه
گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم شدم آن عاشق دیوانه که بودم در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید باغ صد خاطره خندید عطر صد خاطره پیچید یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم پر گشودیم ودر آن خلوت دل خواسته گشتیم ساعتی بر لبان جوی نشستیم ..... تو همه راز جهان ریخته در چشمان سیاهت من همه محو تماشای نگاهت آسمان صاف و شب آرام بخت خندان و زمان رام خوشه ماه فروریخته در آب شاخه ها دست برآورده به مهتاب شب و صحرا و گل سنگ.... همه دل داده به آوای شباهنگ یادم آید تو به منگفتی از این عشق حذرکن لحظه ای چند بر این آب نظر کن آب آینه عشق گذراناست تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است باش فردا که دلت با دگران است تا فراموش کنی چندی از این شهرسفر کن با تو گفتم حذر از عشق ندانم سفر از پیش توهرگز نتوانم روز اول که دل من به تمنای تو پر زد.. چون کبوتر لب بام تو نشستم تو به من سنگ زدی من نه رمیدم نه گسستم باز گفتم که تو صیادی و من آهوی دشتم تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم حذر از عشق ندانم سفر ازپیش تو هرگز نتوانم نتوانم اشکی از شاخه فرو ریخت مرغ شب ناله تلخی زد و بگریخت اشک در چشم تولرزید ماه بر عشق تو خندید یادم آید که دگراز تو جوابی نشنیدم پای در دامن اندوه کشیدم نه گسستم نه رمیدم رفت در ظلمت غم آن شب وشبهای دگر هم نگرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم نکنی دیگر ازآن کوچه گذر هم بی تو اما به چه حالی من ازآن کوچه گذشتم.
کوچه اصلی: کوچه شعر کوچه فرعی: کوچه شعر ، پس کوچه شعر نو ، بن بست فریدون مشیری ، پلاک "کوچه ..." ارسال شده توسط: عقیل حاجیان فروشانی چهارشنبه شانزدهم شهریور 1390 ساعت 14 و 14 دقیقه و 14 ثانیه
| |