کوچه پس کوچه های مجازی
وقتی توی کوچه پس کوچه های مجازی پرسه میزنی به کوچه هایی میرسی که ...
کوچه ای در امتداد شعر

من كه مشغولم بكاردل ، چه تدبیری مرا
                           من كه بیزارم ز كارگل ، چه تزویری مرا

من كه سیرابم چنین از چشمه ی جوشان عشق
                           خلق اگر با من نمی جوشد ، چه تاثیری مرا

من كه با چشم حقارت عالمی را بنگرم
                           سنگ اگر بر سر بكوبندم ، چه تاثیری مرا

خامه ی قدرت بنامم برگ آزادی نوشت
                           ای اسیران زین گرامی تر، چه تقدیری مرا

نام من در زمره ی این نامداران گو مباش
                           بر سر امواج سرگردان ، چه تصویری مرا

نش‍‍‍‍‍عیه جاوید من از باده ی شوریدگیست
                           بهتر از این مست خواهی ، با چه تخدیری مرا

من بدین ویرانی دل بسته ام امید ها
                           عشق آباد ابد بادا ، چه تعمیری مرا


کوچه اصلی: کوچه شعر
کوچه فرعی: کوچه شعر ، پس کوچه غزل ، بن بست رحیم معینی کرمانشاهی ، پلاک "نش‍‍‍‍‍عیه جاوید من از باده ی شوریدگیست"
ارسال شده توسط: عقیل حاجیان فروشانی

دیده‏ ای نیست نبیند رخ زیبای تو را
نیست گوشی که همی ‏نشنود آوای تو را

هیچ دستی نشود جز بر خوان تو دراز
کس نجوید به جهان جز اثر پای تو را

رهرو عشقم و از خرقه و مسند بیزار
به دو عالم ندهم روی دل آرای تو را

قامت سرو قدان را به پشیزی نخرد
آنکه در خواب ببیند قد رعنای تو را

به کجا روی نماید که تواش قبله نه‏ای؟
آنکه جوید به حرم، منزل و ماوای تو را

همه جا منزل عشق است؛ که یارم همه جاست
کور دل آنکه نیابد به جهان، جای تو را

با که گویم که ندیده است و نبیند به جهان
جز خم ابرو و جز زلف چلیپای تو را

دکه علم و خرد بست، درِ عشق گشود
آنکه می‏ داشت به سر علّت سودای تو را

بشکنم این قلم و پاره کنم این دفتر
نتوان شرح کنم جلوه والای تو را


کوچه اصلی: کوچه شعر
کوچه فرعی: کوچه شعر ، پس کوچه غزل ، بن بست امام خمینی (ره) ، پلاک "شرح جلوه ..."
ارسال شده توسط: عقیل حاجیان فروشانی

من دریافته ام كه دوست داشته شدن هیچ و اما دوست داشتن همه چیز است و بیش از آن بر این باورم كه آنچه هستی ما را پر معنی و شادمانه می سازد، چیزی جز احساسات و عاطفه ما نیست....
پس آنكس نیك بخت است كه بتواند عشق بورزد

شادمانی های كوچك،هرمان هسه


کوچه اصلی: گذر از کوچه کتاب
کوچه فرعی: گذر از کوچه کتاب ، پلاک "قطعه ای از یک کتاب..."
ارسال شده توسط: عقیل حاجیان فروشانی

همه میپرسند :
      چیست در زمزمه مبهم آب ؟
      چیست در همهمه دلکش برگ ؟
      چیست در بازی آن ابر سپید ؟
            روی این آبی آرام بلند ،
            که ترا می برد اینگونه به ژرفای خیال ؟

      چیست در خلوت خاموش کبوترها ؟
      چیست در کوشش بی حاصل موج ؟
      چیست در خنده جام ؟
            که تو چندین ساعت
            مات و مبهوت به آن می نگری ؟

نه به ابر ،
      نه به آب ،
      نه به برگ،
      نه به این آبی آرام بلند،
      نه به این آتش سوزنده که لغزیده به جام ،
      نه به این خلوت خاموش کبوترها ،
            من به این جمله نمی اندیشم !

من مناجات درختان را هنگام سحر ،
      رقص عطر گل یخ را با باد ،
      نفس پاک شقایق را در سینه کوه ،
      صحبت چلچله ها را با صبح ،
      بغض پاینده هستی را در گندم زار ،
      گردش رنگ و طراوت را در گونه گل ،
            همه را میشنوم ،
            می بینم ،
            من به این جمله نمی اندیشم

به تو می اندیشم ،
      ای سراپا همه خوبی ،
            تک و تنها به تو می اندیشم .
      همه وقت ،
      همه جا ،
            من به هر حال که باشم به تو می اندیشم ،
      تو بدان این را تنها تو بدان .
      تو بیا ،
            تو بمان با من تنها تو بمان.

جای مهتاب به تاریکی شبها تو بتاب !
      من فدای تو به جای همه گلها تو بخند!
      اینک این من که به پای تو درافتاده ام باز ،
      ریسمانی کن از آن موی دراز ،
            تو بگیر،
            تو ببند
            تو بخواه
!

پاسخ چلچله ها را تو بگو،
      قصه ابر هوا را تو بخوان !
            تو بمان با من تنها تو بمان !

در دل ساغر هستی تو بجوش
      من همین یک نفس از جرعه جانم باقی است ،
            آخرین جرعه این جام تهی را تو بنوش!


کوچه اصلی: کوچه شعر
کوچه فرعی: کوچه شعر ، پس کوچه شعر نو ، بن بست فریدون مشیری ، پلاک "آخرین جرعه این جام تهی را تو بنوش"
ارسال شده توسط: عقیل حاجیان فروشانی

دلم برای پاکی دفتر نقاشی و گم شدن در آن
خورشید همیشه خندان، آسمان همیشه آبی
زمین همیشه سبز و کوههای همیشه قهوه ای
دلم برای خط کشی کناردفتر مشق با خودکار مشکی و قرمز
برای پاک‌کن های جوهری و تراش های فلزی
برای گونیا و نقاله و پرگارو جامدادی
دلم برای تخته پاک‌کن و گچ های رنگی کنار تخته
برای اولین زنگ مدرسه
برای واکسن اول دبستان
برای سر صف ایستادن ها
برای قرآن های اول صبح و خواندن سرود ایران اول هفته
دلم برای مبصر شدن ، برای از خوب ، از بد
دلم برای ضربدر و ستاره
دلم برای ترس از سوال معلم
کارت صد آفرین
بیست داخل دفتر با خودکار قرمز
و جاکتابی زیر میزها ، جانگذاشتن کتاب و دفتر
دلم برای لیوان‌های آبی که فلوت داشت
دلم برای زنگ تفریح
برای عمو زنجیر باف بازی کردن ها
برای لی‌لی کردن
دلم برای دعا کردن برای نیامدن معلم
برای اردو رفتن
برای تمرین های حل نکرده و اضطراب آن
دلم برای روزنامه دیواری درست کردن
برای تزئین کلاس
برای دوستی هایی که قد عرض حیاط مدرسه بود
برای خنده های معلم و عصبانیتش
برای کارنامه.... نمره انضباط
برای مُهرقبول خرداد
دلم برای خودم
دلم برای دغدغه و آرزو هایم
دلم برای صمیمیت سیال کودکی ام تنگ شده
نمی دانم کدام روز در پشت کدام حصار بلند کودکی ام را جا گذاشتم
کسی آن سوی حصار نیست کودکی ام را دوباره به طرفم پرتاب کند؟

منبع:نامشخص


کوچه اصلی: کوچه نوشته
کوچه فرعی: کوچه نوشته ، پلاک "دلم برای کودکی ام تنگ شده است"
ارسال شده توسط: عقیل حاجیان فروشانی

باز باران
با ترانه
با گهرهای فراوان
می خورد بر بام خانه

من به پشت شیشه تنها
ایستاده در گذرها
رودها را افتاده
شاد و خرم

یک دو سه گنجشک پر گو
باز هر دم
می پرند این سو و آن سو

می خورد بر شیشه و در
مشت و سیلی

آسمان امروز دیگر نیست نیلی

یادم آرد روز باران
گردش یک روز دیرین
خوب و شیرین
توی جنگلهای گیلان

کودکی ده ساله بودم
شاد و خرم نرم و نازک
چست و چابک
از پرنده از چرنده از خزنده

بود جنگل گرم و زنده

آسمان آبی چو دریا
یک دو ابر اینجا و آنجا

چون دل من روز روشن
بوی جنگل تازه و تر
همچو می مستی دهنده

بر درختان میزدی پر
هر کجا زیبا پرنده

برکه ها آرام و آبی
برگ و گل هر جا نمایان
چتر نیلوفر درخشان
آفتابی

سنگها از آب جسته
از خزه پوشیده تن را
بس وزغ آن جا نشسته
دمبدم در شور و غوغا

رودخانه
با دو صد زیبا ترانه
زیر پاهای درختان
چرخ میزد همچو مستان

چشمه ها چون شیشه های آفتابی
نرم و خوش در جوش و لرزه
توی انها سنگ ریزه
سرخ و سبزو زرد و آبی

با دو پای کودکانه میدویدم هم چو آهو
می پریدم از سر جو
دور می گشتم ز خانه
می پراندم سنگ ریزه
تا دهد بر آب لرزه

بهر چاه و بهر چاله
می شکستم کردخاله
میکشانیدم به پایین
شاخه های بید مشکی
دست من می گشت رنگین
از تمشک سرخ و مشکی

می شنیدم از پرنده
داستانهای نهانی
از لب باد وزنده
رازهای زندگانی

هر چه می دیدم آنجا
بود دلکش بود زیبا

شاد بودم میسرودم
روز ای روز دلارا
داده ات خورشید رخشان
این چنین رخسار زیبا
ورنه بودی زشت و بی جان
با همه سبزی و خوبی
گو چه می بودند جز پاهای چوبی
گر نبودی مهر رخشان

روز ای روز دلارا
گر دل آرایی است از خورشید باشد
اندک اندک رفته رفته ابرها گشتند چیره
آسمان گردید تیره
بسته شد رخساره خورشید رخشان
ریخت باران ریخت باران

جنگل از باد گریزان
چرخ ها میزد چو دریا

دانه های گرد باران
پهن می گشتند هر جا

برق چون شمشیر بران
پاره می کرد ابرها را

تندر دیوانه غران
مشت می زد ابرها را

روی برکه مرغ آبی
از میانه از کناره با شتابی
چرخ میزد بی شماره

گیسوی سیمین ما را
شانه میزد دست باران
بادها با فوت خوانا
می نمودندش پریشان

سبزه در زیر درختان
رفته رفته گشت دریا
توی این دریای جوشان
جنگل وارونه پیدا
به چه زیبا بود جنگل

بس ترانه بس فسانه
بس فسانه بس ترانه
بس گوارا بود باران

می شنیدم اندر این گوهر فشانی
رازهای جاودانی پندهای آسمانی

بشنو از من کودک من
پیش چشم مرد فردا
زندگی خواه تیره خواه روشن
هست زیبا هست زیبا هست زیبا


کوچه اصلی: کوچه قدیمی ما کوچه شعر
کوچه فرعی: کوچه قدیمی ما ، کوچه شعر ، پس کوچه شعر نو ، بن بست مجد الدین میر فخرایی ، پلاک "باز باران با ترانه"
ارسال شده توسط: عقیل حاجیان فروشانی

صد دانه یاقوت دسته به دسته

با نظم و ترتیب یک جا نشسته

هر دانه ای هست خوش رنگ و رخشان

قلب سفیدی در سینه آن

یاقوتها را پیچیده با هم

در پوششی نرم پروردگارم

هم ترش و شیرین هم آب دار است

سرخ است و زیبا نامش انار است


کوچه اصلی: کوچه قدیمی ما کوچه شعر
کوچه فرعی: کوچه قدیمی ما ، کوچه شعر ، بن بست مصطفی رحمان دوست ، پلاک "صد دانه یاقوت"
ارسال شده توسط: عقیل حاجیان فروشانی

در کنار خطوط سیم پیام
                     خارج از ده دو کاج روئیدند

سالیان دراز رهگذران
                     آن دو را چون دو دوست میدیدند

یکی از روز های سرد پاییزی
                     زیر رگبار و تازیانه باد

یکی از کاج ها به خود لرزید
                     خم شدو روی دیگری افتاد

گفت ای آشنا ببخش مرا
                     خوب درحال من تامل کن

ریشه هایم زخاک بیرون است
                     چند روزی مرا تحمل کن

کاج همسایه گفت با تندی
                     مردم آزار از تو بیزارم

دور شو دست از سرم بردار
                     من کجا طاقت تورا دارم

بینوا راسپس تکانی داد
                     یار بی رحم و بی مروت او

سیمها پاره گشت و کاج افتاد
                     برزمین نقش بست قامت او

مرکز ارتباط دید آن روز
                     انتقال پیام ممکن نیست

گشت عازم گروه پی جویی
                     تا ببیند که عیب کار از چیست

سیمبانان پس از مرمت سیم
                     راه تکرار بر خطر بستند

یعنی آن کاج سنگدل را نیز
                     با تبر تکه تکه بشکستند


کوچه اصلی: کوچه قدیمی ما کوچه شعر
کوچه فرعی: کوچه قدیمی ما ، کوچه شعر ، بن بست جواد محبت ، پلاک "دو کاج"
ارسال شده توسط: عقیل حاجیان فروشانی

زاغکی قالب پنیری دید

به دهان برگرفت و زود پرید

بر درختی نشست بر راهی

که از آن می گذشت روباهی

روبه پر فریب و حیلت ساز

رفت پای درخت و کرد آواز

گفت:به به چقدر زیبایی!

چه سری چه دمی عجب پایی!

پر و بالت سیاه رنگ و قشنگ

نیست بالاتر از سیاهی رنگ

گر خوش آواز بودی و خوشخوان

نبود بهتر از تو در مرغان

زاغ می خواست قار قار کند

تا که آوازش آشکار کند

طعمه افتاد چون دهان بگشود

روبهک جست و طعمه را بربود
کوچه اصلی: کوچه قدیمی ما کوچه شعر
کوچه فرعی: کوچه قدیمی ما ، کوچه شعر ، بن بست حبیب یغمایی ، پلاک "روباه و زاغ"
ارسال شده توسط: عقیل حاجیان فروشانی

خوشا به حالت ای روستایی

چه شاد و خرم، چه باصفایی

در شهر ما نیست جز دود و ماشین

دلم گرفته از آن و از این

 در شهر ما نیست جز داد و فریاد

خوشا به حالت که هستی آزاد

ای کاش من هم پرنده بودم

با شادمانی پر می­گشودم

می رفتم از شهر به روستایی

آنجا که دارد آب وهوایی


کوچه اصلی: کوچه قدیمی ما
کوچه فرعی: کوچه قدیمی ما ، پلاک "ای روستایی"
ارسال شده توسط: عقیل حاجیان فروشانی

درباره این کوچه

خیلی وقت ها نوی کوچه پس کوچه های دنیای مجازی پرسه میزنم ، اینجا دفتر خاطرات این کوچه گردی هاست. دفتر خاطراتی از کوچه هایی که می ایستم و نگاهشان می کنم.
اگر گذرتون به این کوچه افتاد یادگاری یادتون نره.
کوچه های فرعی
رد پاها در این کوچه
تاریخ امروز :
کل بازدید:
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
مدیر وبلاگ : عقیل حاجیان فروشانی
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic