کوچه پس کوچه های مجازی
وقتی توی کوچه پس کوچه های مجازی پرسه میزنی به کوچه هایی میرسی که ...
کوچه ای در امتداد شعر
گاهی ما كویریم و خدا باران، خدا بر ما می بارد.
یكریز و بی امان.
اما كویر خشك است.
اما كویر، سفت. بارش خدا بر آن فرو نمی رود.
انبوه می شود و راه می افتد و سیل به پا می كند.
پر هیاهو و پر غوغا.
و همه می فهمند كه خدا بر ما باریده است.
زیرا عاشق می شویم و نام این سیل به را افتاده، عشق است.
گاهی اما ما باغیم و خدا برف.
خدا بر ما می بارد.
آرام و بی صدا.
خاك باغ، نرم است و پذیرا.
خدا بر آن مینشیند و ذره ذره در آن نفوذ می كند.
بی هیچ غوغایی، بی هیچ هیاهو.
و كم كم در آن پایین در عمق پنهان روح، سفره های روشن آب پهن می شود.
اما ما خاموشیم و دیگر كسی نمی داند كه خدا بر ما باریده است.
هرچند كه باز عاشقیم و نام آن سفره های روشن آب نیز
عشق است

کوچه اصلی: کوچه ای به نام خدا
کوچه فرعی: کوچه ای به نام خدا ، پلاک "خدا بر ما می بارد"
ارسال شده توسط: عقیل حاجیان فروشانی

ای مهربان تر از برگ در بوسه های باران
بیداری ستاره در چشم جویباران

آیینه نگاهت پیوند صبح و ساحل
لبخند گاهگاهت صبح ستاره باران

باز آ که در هوایت خاموشی جنونم
فریادها برانگیخت از سنگ کوهساران

ای جویبار جاری! زین سایه برگ مگریز
کاینگونه فرصت از کف دادند بیشماران

گفتی به روزگاری مهری نشسته گفتم
بیرون نمی توان کرد حتی به روزگاران

بیگانگی ز حد رفت ای آشنا مپرهیز
زین عاشق پشیمان سرخیل شرمساران

پیش از من و تو بسیار بودند و نقش بستند
دیوار زندگی را زینگونه یادگاران

این نغمه محبت، بعد از من و تو ماند
تا در زمانه باقیست آواز باد و باران

کوچه اصلی: کوچه شعر
کوچه فرعی: کوچه شعر ، پس کوچه غزل ، بن بست شفیعی کدکنی ، پلاک "ای مهربان تر از برگ در بوسه های باران"
ارسال شده توسط: عقیل حاجیان فروشانی

خدایا ...
چشمانم را می گشایم، دیواری است به بلندای نا امیدی ...
در خود می پیچم و بغض می کنم .
چون درختی شده ام که تبر بر شاخسارش فرو می آورند و نفس در ریشه هایش تنگ می شود ...
خدایا در این دیوار پی روزنم که خویش را از این همه منجلاب فسادی بیرون کشم ...
خدایا دستتت را بر شانه های خسته ام قرار بده ...
ای خدای بزرگ
تویی که به کوه فرمان ایستادن داده ای و به رود فرمان رفتن ...
به پرندگان فرمان پرواز و به ستارگان فرمان درخشیدن داده ای .
به من نیز بیاموز ایستادن و رهایی را ...
پرواز و روشنایی را ...
تا شاخسار شکسته ام را جوانه های امید بشکفد ...
ای خدای بزرگ ...
ای خدای متعال ...
و ای خدای منّان می خواهم یاد بزرگت در تار و پود جانم رسوخ کند ...
آنچنان که باران به درختان می بخشد تا شاخه های بلند به آسمان برسد ...
من درمانده تشنۀ محبّت توام ...
صدایم کن تا حجم این همه فریاد از خاطرم پاک شود ...
تا جز صدای پاک قدسی تو چیزی نشنوم ...
خدایا ...
ای خدای بزرگ و مهربان ...
نگاهم کن تا فراموش کنم این نگاههای بی خورشید و آشفته را ...
و جز چشمان مهربان تو هیچ نبینم ...
می خواهم خالی شوم از هر چه غیر توست ...
از این زمین پر هیاهو که درشب و روزش مردم روح و تن می سپارند ...
خدایا دلم تنگ آرامشی ژرف است، تو را می خوانم ...
دستم را بگیر و خاطر ابریم را به خورشید بسپار ...
و لحظه ای این جان بی قرار را به خویش نگذار ... یا ارحم راحمین ...

کوچه اصلی: کوچه ای به نام خدا
کوچه فرعی: کوچه ای به نام خدا ، مناجات ، پلاک "خدایا دلم تنگ آرامشی ژرف است، تو را می خوانم"
ارسال شده توسط: عقیل حاجیان فروشانی

یا مسخر القلوب...

حمدوستایش مخصوص خدایی که چند روزی ست مشتاقانه سبوی تشنه زمینیان را به جرعه های ناب ازجنس ملکوت، سیراب می کند.

خدا همچون باران ، اشتیاق باریدن به کاسه فیروزه ای قلب من و تو را دارد، اما بعضی ها آنقدر درون کاسه شان راپر کرده اند از سنگ و کلوخ و بت های قرن جدید، که دیگر جایی درآن نیست! مثل عاشق نماهای نه چندان اندک دور و برمان..!

قطره ها سرریز می شوند.

بعضی ها اما کاسه دلشان انقدر بزرگ شده که کاسه را شکسته و حوضی بزرگ شبیه حوضهای وسط حیاتهای قدیمی شده...

اما دسته سوم آنهایی کاسه دلشان را در دستمال سپیدی بستند و تقدیم معشوقی کردند که از پس کالبد خاکی اش خدا را حس می کنند،

بیدلان اقیانوسی باخود حمل می کنند.

اقیانوسی که خدا هر لحظه در آن می بارد...

نه فقط درپاییز...

 


کوچه اصلی: کوچه ای به نام خدا
کوچه فرعی: کوچه ای به نام خدا ، پلاک "خدا می بارد"
ارسال شده توسط: عقیل حاجیان فروشانی

خدایا ...

از عشق امروزمان

 ...برای فرداهایمان

 چیزی باقی بگذار

 

برای روزی که

... فراموش می کنیم

عاشق بوده ایم.


کوچه اصلی: کوچه ای به نام خدا
کوچه فرعی: کوچه ای به نام خدا ، مناجات ، پلاک "خدایا ..."
ارسال شده توسط: عقیل حاجیان فروشانی

وقتی که قلب‌هایمان‌ كوچك‌تر از غصه‌هایمان‌ می شود،

وقتی نمی توانیم‌ اشک هایمان ‌را پشت‌ پلك‌هایمان‌ مخفی كنیم‌

و بغض هایمان ‌پشت‌ سر هم‌ می شكند ...

 

وقتی احساس‌ می كنیم

بدبختیها بیشتر از سهم‌مان‌ است

و رنج‌ها بیشتر از صبرمان ...

 

وقتی امیدها ته‌ می كشد

و انتظارها به‌ سر نمی رسد ...

 

وقتی طاقت مان تمام‌ می شود

و تحمل مان‌ هیچ ...

           

آن‌ وقت‌ است‌ كه‌ مطمئنیم‌ به‌ تو احتیاج‌ داریم

و مطمئنیم‌ كه‌ تو

فقط‌ تویی كه‌ كمكمان‌ می كنی ...

 

آن‌ وقت‌ است‌ كه‌ تو را صدا می كنیم

و تو را می خوانیم ...

 

آن‌ وقت‌ است‌ كه‌ تو را آه‌ می كشیم

تو را گریه ‌می كنیم ...

و تو را نفس می كشیم ...

 

وقتی تو جواب ‌میدهی،

دانه ‌دانه‌ اشکهایمان ‌را پاك‌ می كنی ...

و یكی یكی غصه‌ها را از دلمان ‌برمی داری ...

گره‌ تك‌تك‌ بغض‌هایمان‌ را باز می كنی

و دل شكسته‌مان‌ را بند می زنی ...

سنگینی ها را برمی داری

و جایش‌ سبکی می گذاری

 و راحتی ...

 

بیشتر از تلاشمان‌ خوشبختی می دهی

و بیشتر از حجم لب‌هایمان، لبخند ...

 

خواب‌هایمان‌ را تعبیر می كنی،

و دعاهایمان‌ را مستجاب ...

آرزوهایمان‌ را برآورده می کنی ؛

 

قهرها را آشتی می دهی

و سخت‌ها را آسان

تلخ‌ها را شیرین می كنی

و دردها را درمان

 

ناامیدی ها، همه امید می شوند

و سیاهی‌ها سفیدسفید ...


کوچه اصلی: کوچه ای به نام خدا
کوچه فرعی: کوچه ای به نام خدا ، پلاک "وقتی که قلب‌هایمان‌ كوچك‌تر از غصه‌هایمان‌ می شود"
ارسال شده توسط: عقیل حاجیان فروشانی

از غدیر عشق سرشاریم ما
 مست چشم ناب دلداریم ما

 چشم ما آیینه اهل ولاست
 ساغر ما پر ز جام مرتضی است

 جام های ما اسیر خم تو
مستی ما از غدیر خم تو

خم تو لبریز از حب ولاست
خم تو سرشار از صهبای «لا»ست

 ای خروش آبها در یاد تو
معنی فریادها فریاد تو

 ای خدای حلم، معبود نیاز
 ذکر یا قدوس در اوج نماز

تا قنوت یادها چشمان توست;
سجده سرخ شفق از آن توست

 چشم خورشید است بر مستان تو
سبحه افلاک در دستان تو

 شب طلوع گریه هایت دیده است
 چاه کوفه، های هایت دیده است

 ذکر بر سجاده ات گل می کند
 اشک از چشم تو پر مل می کند

ای تغزلهای سرخ آفتاب
 ای امام رود ای معشوق آب

 از همان روزی که رویید آفتاب
 از فراز دستهایش ماهتاب


کوچه اصلی: کوچه شعر
کوچه فرعی: کوچه شعر ، پس کوچه ای ناشناس ، پلاک "از غدیر عشق سرشاریم ما"
ارسال شده توسط: عقیل حاجیان فروشانی

شیطان
 اندازه یک حبّه قند است
 گاهی می افتد توی فنجانِ دلِ ما
 حل می شود آرام آرام
 بی آنکه اصلا ً ما بفهمیم
 و روحمان سر می کشد آن را
 آن چای شیرین را
 شیطان زهرآگین ِدیرین را
آن وقت او
خون می شود در خانه تن
 می چرخد و می گردد و می ماند آنجا
 او می شود من...


کوچه اصلی: کوچه شعر
کوچه فرعی: کوچه شعر ، پس کوچه شعر نو ، بن بست عرفان نظر آهاری ، پلاک "یک فنجان یاد خدا بنوشیم ..."
ارسال شده توسط: عقیل حاجیان فروشانی

کجایی ساقیا می ده مدامم
که من از جان غلامت را غلامم

میم در ده تهی دستم چه داری
که از خون جگر پر گشت جامم

چه می‌خواهی ز جانم ای سمن بر
که من بی روی تو خسته روانم

چو بر جانم زدی شمشیر عشقت
تمامم کن که رندی ناتمامم

گهم زاهد همی خوانند و گه رند
من مسکین ندانم تا کدامم

ز ننگ من نگوید نام من کس
چو من مردم چه مرد ننگ و نامم

ز من چو شمع تا یک ذره باقی است
نخواهد بود جز آتش مقامم

مرا جز سوختن کاری دگر نیست
بیا تا خوش بسوزم زانکه خامم

دل عطار مرغی دانه چین است
دریغ افتد چنین مرغی به دامم


کوچه اصلی: کوچه شعر
کوچه فرعی: کوچه شعر ، پس کوچه غزل ، بن بست عطار نیشابوری ، پلاک "تمامم کن که رندی ناتمامم "
ارسال شده توسط: عقیل حاجیان فروشانی

بیا، که عمر من خاکسار می‌گذرد
مدار منتظرم، روزگار می‌گذرد

بیا، که جان من از آرزوی دیدارت
به لب رسید و غم دل فگار می‌گذرد

بیا، به لطف ز جان به لب رسیده بپرس
که از جهان ز غمت زار زار می‌گذرد

بر آن شکسته دلی رحم کن ز روی کرم
که ناامید ز درگاه یار می‌گذرد

چه باشد ار بگذاری که بگذرم ز درت؟
که بر درت ز سگان صدهزار می‌گذرد

مکش کمان جفا بر دلم، که تیر غمت
خود از نشانهٔ جان بی‌شمار می‌گذرد

من ار چه دورم از درگهت دلم هر دم
بر آستان درت چندبار می‌گذرد

ز دل که می‌گذرد بر درت بپرس آخر:
که آن شکسته برین در چه کار می‌گذرد

مکش چو دشمنم، ای دوست ز انتظار، بیا
که این نفس ز جهان دوستدار می‌گذرد

به انتظار مکش بیش ازین عراقی را
که عمر او همه در انتظار می‌گذرد


کوچه اصلی: کوچه شعر
کوچه فرعی: کوچه شعر ، پس کوچه غزل ، بن بست شمس الدین عراقی ، پلاک "بر آستان درت چندبار می‌گذرد ..."
ارسال شده توسط: عقیل حاجیان فروشانی

درباره این کوچه

خیلی وقت ها نوی کوچه پس کوچه های دنیای مجازی پرسه میزنم ، اینجا دفتر خاطرات این کوچه گردی هاست. دفتر خاطراتی از کوچه هایی که می ایستم و نگاهشان می کنم.
اگر گذرتون به این کوچه افتاد یادگاری یادتون نره.
کوچه های فرعی
رد پاها در این کوچه
تاریخ امروز :
کل بازدید:
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
مدیر وبلاگ : عقیل حاجیان فروشانی
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات